تبليغاتX
تنهایی
VaSe MaN TaNhaYii ShOdE AdaT

EdeA NeMikOnaM Ke HaMisHe Be YadE KaSanI Ke DoSteShaN DaRam HaStaM ! Vali EdeA MikOnaM LaHazaTi Ke Be YaDeShaN NisTaM HaM DoSteShaN DaRaM

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 دی1390ساعت 1:19  توسط امیرعلی سینگل | 

داداشی  

وقتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم
نشسته بود و اون منو "داداشی" صدا می کرد .
به موهای مواج و زیبای اون خیره شده بودم و آرزو می کردم که عشقش متعلق
به من باشه ، اما اون توجهی به این مساله نمیکرد .
آخر کلاس پیش من اومد و جزوه جلسه پیش رو خواست ، من جزومو بهش
دادم ، بهم گفت :"متشکرم "و گونه من رو بوسید .
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم .
من عاشقشم ، اما ... من خیلی خجالتی هستم ... علتش رو نمیدونم .

---------------------------------------------------------------------
تلفن زنگ زد ، خودش بود ، گریه می کرد ، دوست پسرش قلبش رو شکسته بود ،
 ازمن خواست که برم پیشش ، نمیخواست تنها باشه ، من هم اینکار رو کردم ،
 وقتی کنارش رو کاناپه نشسته بودم ، تمام فکرم متوجه اون چشمهای معصومش بود .
آرزو میکردم که عشقش متعلق به من باشه ، بعد از 2 ساعت دیدن فیلم و
خوردن 3 بسته چیپس ، خواست بره که بخوابه ، به من نگاه کرد و
گفت : "متشکرم " و گونه من رو بوسید .
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم .
من عاشقشم ، اما... من خیلی خجالتی هستم ... علتش رو نمیدونم .

---------------------------------------------------------------------
روز قبل از جشن دانشگاه پیش من اومد ، گفت : "قرارم بهم خورده ، اون
نمیخواد با من بیاد".
من با کسی قرار نداشتم ، ترم گذشته ما به هم قول داده بودیم که اگه
زمانی هیچ کدوممون برای مراسمی پارتنر نداشتیم با هم دیگه باشیم ، درست
مثل یه "خواهر و برادر"، ما هم با هم به جشن رفتیم ، جشن به پایان
رسید ، من پشت سر اون ، کنار در خروجی ، ایستاده بودم ، تمام هوش و
حواسم به اون لبخند زیبا و اون چشمان همچون کریستالش بود ، آرزو می کردم
که عشقش متعلق به من باشه ، اما اون مثل من فکر نمی کرد و من این رو
میدونستم ، به من گفت :"متشکرم ، شب خیلی خوبی داشتیم " ، و گونه منو
بوسید .
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم .
من عاشقشم ، اما ... من خیلی خجالتی هستم ... علتش رو نمیدونم .

---------------------------------------------------------------------
یه روز گذشت ، سپس یک هفته ، یک سال ... قبل از اینکه بتونم حرف دلم رو
بزنم روز فارغ التحصیلی فرا رسید ، من به اون نگاه می کردم که درست مثل
فرشته ها روی صحنه رفته بود تا مدرکش رو بگیره ، میخواستم که عشقش متعلق
به من باشه ، اما اون به من توجهی نمی کرد ، و من اینو میدونستم ، قبل
از اینکه کسی خونه بره به سمت من اومد ، با همون لباس و کلاه فارغ
التحصیلی ، با گریه منو در آغوش گرفت و سرش رو روی شونه من گذاشت و
آروم گفت تو بهترین داداشی دنیا هستی ، متشکرم و گونه منو بوسید .
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم .
من عاشقشم  ، اما ... من خیلی خجالتی هستم ... علتش رو نمیدونم .

---------------------------------------------------------------------
نشستم روی صندلی ، صندلی ساقدوش ، توی محضر، اون دختره حالا داره
ازدواج میکنه ، من دیدم که "بله" رو گفت و وارد زندگی جدیدی شد ، با مرد
دیگه ای ازدواج کرد ، من میخواستم که عشقش متعلق به من باشه ، اما اون
اینطوری فکر نمی کرد و من اینو میدونستم ، اما قبل از اینکه از محضر
بره رو به من کرد و گفت " تو اومدی ؟ متشکرم"
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم .
من عاشقشم ، اما ... من خیلی خجالتی هستم ... علتش رو نمیدونم .

---------------------------------------------------------------------
سالهای خیلی زیادی گذشت ، به قبری نگاه میکنم که دختری که من رو
داداشی خودش میدونست توی اون خوابیده ، فقط دوستان دوران تحصیلش دور
تابوت هستند ، یه نفر داره دفتر خاطراتش رو میخونه ، دختری که در دوران
تحصیل اون رو نوشته ، این چیزی هست که اون نوشته بود :
" تمام توجهم به اون بود ، آرزو میکردم که عشقش برای من باشه ، اما اون
توجهی به این موضوع نداشت و من اینو میدونستم ، من میخواستم بهش بگم ،
میخواستم که بدونه که نمی خوام فقط برای من یه داداشی باشه ، من عاشقش
هستم ، اما ... من خجالتی ام ... نیمدونم ... همیشه آرزو داشتم که به من
بگه دوستم داره .


ای کاش این کار رو کرده بودم ... با خودم فکر می کردم و گریه !
اگه همدیگرو دوست دارید ، به هم بگید ، خجالت نکشید ، عشق رو از هم
دریغ نکنید ، خودتو پشت القاب و اسامی مخفی نکن ، منتظر طرف مقابل
نباش ، شاید اون از تو خجالتی تر و عاشق تر باشه .


این داستان واقعی نیست ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 دی1390ساعت 1:1  توسط امیرعلی سینگل | 

 - امیرعلی سینگل,الون گرل ا,

AmirAli Single Ft Poria Irani Dokhtare Mahe Esfand


Save Target As

Linke DL Mostaghim Az 4Shared
Download


Linke DL Mostaghim Az Rapfa

Download


AGE BARAYE DL BE MOSHKEL BARKHORDIDO LINKHA KHARAB SHODE BOD TO GOOGLE SERCH KONID


+ نوشته شده در  جمعه 17 تیر1390ساعت 17:55  توسط امیرعلی سینگل | 
Love

خدايا دستت را از روي Space بردار ، بد نيست اين همه فاصله ؟!

OnLY GoD

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 فروردین1390ساعت 19:48  توسط امیرعلی سینگل | 

http://forough63.persiangig.com/hyde_park/5znvg4y.jpg

دیگر نمی گویم گشتم نبود ، نگرد نیست!

بگذار صادقانه بگویم ...

گشتیم!

اتفاقا بود! فقط مال ما نبود!

شما بگردید ... لابد مال شماست!

+ نوشته شده در  شنبه 28 اسفند1389ساعت 21:21  توسط امیرعلی سینگل | 
Love

گریزانم ازاین مردم که بامن

به ظاهر همدم ویکرنگ هستند

ولی در باطن از فرط حقارت

به دامانم دوصد پیرایه بستند

از این مردم که تا شعرم شنیدند

به رویم چون گلی خوشبو شکفتند

ولی آن دم که در خلوت نشستم

مرا دیوانه ای بد نام گفتند

فروغ

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 بهمن1389ساعت 15:22  توسط امیرعلی سینگل | 

Love

فاصله ها ...

اگه فاصلـــه افتاده

اگه من با خودم سردم

تو کاری با دلم کردی

که فکــرشم نمی کردم

چه آسون دل بریدی

از دلــی که پای تو گیــره

که از این بدترم باشی

واسه تو نفسـش میره

نمی ترسم اگه گاهــی دعــامون بــی اثــر می شه

همیـشـه لحظۀ آخـــر خـــدا نزدیکتر می شه

تو رو دستِ خودش دادم

که از حـالم خبــر داره

که حـتـی از تو چشماشـو یه لحظه برنمی داره

تو امـید مـنی امـا

داری از دسـت مـن مـیری

با دسـتهای خودت داری

هـمه هسـتیمو میگیری

دعـا کردم تو روبـازم

با چـشمی که نـخوابـیده

مگه مـیذاره دلتـنگی

مـگه گـریه امـون مـیده

مریـضـم کـرده تنـهایی

ببـین حـالم پریـشونه [ ببین چه سرد و خاموشم ]

من اونقدر اشـک مـیریزم

کـه برگردی به این خـونه [ که برگردی به آغوشم ]

[ چه تلــخه تو همــون باشی

که تنهائـــیمو می ســـازه

یه چــیزی جا بــزار اینجا

مـــنو یـــاد تو بـــندازه

صــدا کن اســمــمو

شــاید از این کابــوس برگردم

تو کـــاری با دلـــم کردی

که فکـــرشم نمـــی کـردم ]

حسـابش رفته از دسـتم

شبـایی رو کـه بـیدارم

شـاید از گـریه خوابـم بـرد

درهـارو باز مـیذارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 مرداد1389ساعت 3:14  توسط امیرعلی سینگل | 



بابلسر


AmirAli Single Ft Poria Irani & Ali Hyper Shahrake Gharb

Save Target As

Linke DL Mostaghim Az 4Shared
Download


Linke DL Mostaghim Az Rapfa
Download

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 مرداد1389ساعت 1:56  توسط امیرعلی سینگل | 
Love

دوباره نمی خوام چشای خیسمو کسی ببینه
یه عمره حال و روزه من همینه کسی به پایه گریه هام نمیشینه

بازم دلم گرفتو گریه کردم بازم به گریه هام میخندن
بازم صدای گریه مو شنیدم همه به گریه هام میخندن
دوباره یه گوشه می شینمو واسه دلم میخونم
هنوز تو حسرت یه همزبونم ولی نمیشه و اینو میدونم
دوباره نمی خوام چشای خیسمو کسی ببینه
یه عمره حال و روز من همینه کسی به پای گریه هام نمیشینه

بازم دوباره دلم گرفته دوباره شعرام بوی غم گرفته
کسی نفهمید غمم چی بوده دلیل یک عمر ماتمم چی بوده

بازم دوباره دلم گرفته دوباره شعرام بوی غم گرفته
کسی نفهمید غمم چی بوده دلیل یک عمر ماتمم چی بوده

بازم دلم گرفتو گریه کردم بازم به گریه هام میخندم
بازم صدای گریمو شنیدم همه به گریه هام میخندن

دوباره یه گوشه میشینمو واسه دلم میخونم
هنوز تو حسرت یه همزبونم ولی نمیشه و اینو میدونم
دوباره نمی خوام چشای خیسمو کسی ببینه
یه عمره حال و روز من همینه
کسی به پای گریه هام نمی شینه

بازم دوباره دلم گرفته دوباره شعرام بوی غم گرفته
کسی نفهمید غمم چی بوده دلیل یک عمر ماتمم چی بوده

بازم دوباره دلم گرفته دوباره شعرام بوی غم گرفته
کسی نفهمید غمم چی بوده
دلیل یک عمر ماتمم چی بوده


+ نوشته شده در  جمعه 30 بهمن1388ساعت 20:25  توسط امیرعلی سینگل | 


 Love


بی عشق نفس کشیدنم دشواره

 بی عشق دقیقه ها پر از آزاره

بی عشق حواسم به گل گلدون نیست


زندگی بی عشق غیر از انتظار مرگ نیست !


+ نوشته شده در  یکشنبه 25 بهمن1388ساعت 19:49  توسط امیرعلی سینگل | 
Love

دلم گرفت ای هم نفس
پرم شکست تو این قفس
تو این غبار ، تو این سکوت
چه بی صدا ، نفس نفس
از این نامهربونی ها دارم از غصه می میرم
رفیق روز تنهایی ، یه روز دستاتو می گیرم
تو این شب گریه می تونی پناه هق هقم باشی ، تو ای همزاد همخونه چی میشه عاشقم باشی
دوباره من ، دوباره تو
دوباره عشق ، دوباره ما
دو هم نفس ، دو هم زبون
دو همسفر ، دو همصدا
تو ای پایان تنهایی ، پناه آخر من باش
تو این شب مرگی پاییز ، بهار باور من باش
بذار با مشرق چشمات ، شبم روشنترین باشه
میخوام آیینه خونه با چشمات همنشین باشه
دلم گرفت ای هم نفس
پرم شکست تو این قفس
تو این غبار ، تو این سکوت
چه بی صدا ، نفس نفس


+ نوشته شده در  یکشنبه 25 بهمن1388ساعت 0:29  توسط امیرعلی سینگل | 



90


AmirAli Single Ft Ali Hyper & Salvador Barname 90


Save Target As

Linke DL Mostaghim Az 4Shared
Download


Linke DL Mostaghim Az IR-Rap
Download


Linke DL Mostaghim Az Raparsi
Download


Linke DL Mostaghim Az RapTapesh
Download
+ نوشته شده در  یکشنبه 24 آبان1388ساعت 21:2  توسط امیرعلی سینگل | 

کچل

AmirAli Single Ft Jayson & HamidReza KhanomiAsheghetam



Save Target As

Linke DL Mostaghim Az 4Shared
Download


Linke DL Mostaghim Az RapFa
Download


Linke DL Mostaghim Az Rap2Iran
Download
+ نوشته شده در  یکشنبه 24 آبان1388ساعت 21:0  توسط امیرعلی سینگل | 
Love

اونی که مدعی بود عاشقته ٬ تو رو تو فاصله ها تنها گذاشت


بی خبر رفتو تو این بی راهه ها
ردپاشم واسه چشمات جا نذاشت

آه ......... دل رو سوزوندی
آه ......... چرا نموندی

من و هر ثانیه و جنون تو
واسه من همین خیالت هم بسه

بذار جاده ها اشتباه برن
ما که دستمون به هم نمیرسه

با حریر پیله های کاغذی
واسه من جادرو ابریشم نکن

من به پروانه شدن نمیرسم
حرمت فاصله مونو کم نکن

آه ......... دل رو سوزوندی

آه ......... چرا نموندی


+ نوشته شده در  یکشنبه 18 مرداد1388ساعت 18:20  توسط امیرعلی سینگل | 
 Love

رفیق من سنگ صبور غمهام
به دیدنم بیا که خیلی تنهام
هیچکی نمی فهمه چه حالی دارم
چه دنیای رو به زوالی دارم
مجنونم و دلزده از لیلیا
خیلی دلم گرفته از خیلیا
نمونده از جوونیام نشونی
پیر شدم، پیر تو ای جوونی
تنهای بی سنگ صبور
خونه ی سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست
موندی و راه چاره نیست
اگرچه هیچ کس نیومد
سری به تنهاییت نزد
اما تو کوه درد باش
طاقت بیار و مرد باش.

اگر بیای، همون جوری که بودی
کم میارن حسودا از حسودی
صدای سازم همه جا پر شده
هرکی شنیده از خودش بیخوده
اما خودم پر شدم از گلایه
هیچی ازم نمونده جز یه سایه
سایه ای که خالی از عشق و امید
همیشه محتاجه به نور خورشید

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 مرداد1388ساعت 0:31  توسط امیرعلی سینگل | 

من به آمار زمين مشكوكم !

              اگر اين شهر پر از آدمهاست پس چرا اين همه دلها تنهاست ؟!

 Love
+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 مرداد1388ساعت 23:35  توسط امیرعلی سینگل | 
Love

قفس تنهايی

بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است 

کودک قفس را بخش کرد : ق َ ... فس ، قفس دو بخش شد و پرنده آزاد گشت !

ولی من هنوز ساکتم و تنها و آرام ، سکوت لحظه های بی کسی ام را با صدای ترانه ها پر میکنم !

بلاتکلیفم ! مثل کتاب فراموش شده ای روی نیمکت یه پارک سوت و کور که باد دیوونه نخونده ورقش میزنه !

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 تیر1388ساعت 18:48  توسط امیرعلی سینگل | 

تنهای تنها ولی باز هم خدایی هست !

Love

KhoOda CheRa HaR Chi Off MiZaRaM NeMiJaVaBi ?! :( KhoOda OmaDi PM BeDe KaReT DaRaM

aMiRaLi SinGle


+ نوشته شده در  سه شنبه 8 اردیبهشت1388ساعت 21:33  توسط امیرعلی سینگل | 
می گی گل رو دوست داری ولی می چینیش ! میگی بارون و دوست داری ولی با چتر میری زیرش ! میگی پرنده رو دوست داری ولی میندازیش تو قفس ! پس چجوری میتونم نترسم وقتی میگی دوسم داری ؟


Love
+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 فروردین1388ساعت 20:35  توسط امیرعلی سینگل | 

Love

بهترین دوست کسی است که یادآور باشد از آن کسی که از یادمان رفته ، بقیه دوستی ها هم به درد نمی خورند چون دوستیهایی اند بر مبنای نیازمندیهای این عالم و موقت به اندازه دوام آن نیازمندیها ، ولی اگر بر این مبنا با هم دوست شدید که هر دو یک معشوق دارید که تا بینهایت باید با هم بروید هیچگاه از هم جدا نمی شوید

+ نوشته شده در  شنبه 1 فروردین1388ساعت 21:16  توسط امیرعلی سینگل | 
Love

وحشت ازعشق که نه ! ترس ما فاصله هاست ، کوله باریست پرازهیچ که برشانه ماست ! گله ازدست کسی نیست ، مقصر دل دیوانه ماست !
+ نوشته شده در  سه شنبه 29 بهمن1387ساعت 0:12  توسط امیرعلی سینگل | 
Love

نمیدونستم رنگین کمان ها هم سفر میکنند
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 بهمن1387ساعت 23:58  توسط امیرعلی سینگل | 
بچه ها شوخی شوخی به گنجشك ها سنگ میزدند و آنها جدی جدی می مردند !
 
آدمها شوخی شوخی زخم می زنند و قلبها جدی جدی می شكنند !

Love
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 بهمن1387ساعت 15:50  توسط امیرعلی سینگل | 

دوره ی بچگی :

• شیطونی نکن
• دست تو دماغت نکن
• تو شلوارت پی‌پی نکن
• مامانت رو اذیّت نکن
• روی دیوار نقاشی نکن
• انگشتت رو تو پریز برق نکن
• دمپایی بابا رو پات نکن
• به خورشید نگاه نکن
• شبها تو جات جیش نکن
• تو کمد مامان فضولی نکن
• با اون پسر بی‌تربیته بازی نکن
• اسباب‌بازی‌ها رو تو دهنت نکن
• زیر دامن شمسی خانوم رو نگاه نکن
• دماغت رو تو لوله جاروبرقی نکن

دوره ی دبستان :
• موقع رفتن به مدرسه دیر نکن
• پات رو تو جامیزی نکن
• ورقهای دفترت رو پاره نکن
• مدادت رو تو دهنت نکن
• به دخترهای مدرسه بغلی نگاه نکن
• تخته پاک‌کن رو خیس نکن
• حیاط مدرسه رو کثیف نکن
• با دخترها شمسی خانوم دکتربازی نکن
• دست تو کیف بغل دستیت نکن
• تخته‌سیاه رو خط‌خطی نکن
• گچ رو پرت نکن
• تو راهرو سرو صدا نکن
• تو کلاس پچ‌پچ نکن
• ATARI بازی نکن

دوره ی راهنمایی :
• ترقّه بازی نکن
• SEGA بازی نکن
• جاهای بدبد فیلمها رو نگاه نکن
• موقع برگشتن از مدرسه دیر نکن
• تو کوچه فوتبال بازی نکن
• دست تو جیبت نکن
• با مامانت کل‌کل نکن
• تو کلاس صحبت نکن
• بعد از ظهر سروصدا نکن
• با دختر شمسی خانوم منچ بازی نکن
• اتاقت رو شلوغ نکن
• روی میز بابات کتابهات رو ولو نکن
• عکس لختی تماشا نکن
• با بچّه‌های بی‌ادب رفت و آمد نکن
• جرّ و بحث نکن

دوره ی دبیرستان :
• با کامپیوتر بازی نکن
• تو حموم معطّل نکن
• تقلّب نکن
• با دوستات موتورسواری نکن
• عصرها دیر نکن
• با دختر شمسی خانوم صحبت نکن
• با بابات دعوا نکن
• تو کلاس معلّمتون رو مسخره نکن
• تو خیابون دنبال دخترها نکن
• مردم‌آزاری نکن
• نصف شب سرو صدا نکن
• فیلم بد نگاه نکن
• وقتت رو با مجله تلف نکن
• چشم‌چرونی نکن

دوره ی دانشگاه :
• رشته‌ای رو که دوست داری انتخاب نکن
• 24 ساعته چت نکن
• سر کلاس درس غیبت نکن
• با دختر شمسی‌خانوم دل و قلوه ردّ و بدل نکن
• خیابون‌ها رو متر نکن
• تو سیاست دخالت نکن
• با دخترهای مردم هر کاری دلت خواست نکن
• شب برای شام دیر نکن
• با مأمور پلیس کل‌کل نکن
• چراغ قرمز رو عشقی رد نکن
• موبایلت رو Reject نکن
• استادت رو اُسگل نکن
• حذف پزشکی نکن
• آستین کوتاه تنت نکن
• همه رو دودره نکن

دوره ی سربازی :
• موهات رو بلند نکن
• روت رو زیاد نکن
• از اوامر سرپیچی نکن
• فرار نکن
• با اسلحه شوخی نکن
• غیبت نکن
• به آینده فکر نکن
• درگیری ایجاد نکن
• به فرمانده بی‌احترامی نکن
• غیر از خدمت به هیچ چیز دیگری فکر نکن
• با رئیس عقیدتی جرّ و بحث نکن
• اعتراض نکن
• با دختر شمسی خانوم نامه‌نگاری نکن
• از تلف شدن وقتت ناله نکن
• از آشپزخونه دزدی نکن

دوره ی شوهر بودن :
• با زنت شوخی نکن
• زنت رو با دختر شمسی خانوم مقایسه نکن
• به زنت خیانت نکن
• با دوستانت الواتی نکن
• تو Orkut خودت رو Single معرفی نکن
• به زنهای دیگه نگاه نکن
• موبایلت رو قایم نکن
• از عکسهای قبل از ازدواجت نگهداری نکن
• پولت رو خرج دوستات نکن
• رفتار دوران مجرّدی رو تکرار نکن
• غیر از زندگی مشترک به هیچ چیز فکر نکن
• ریسک نکن
• بدون اجازهء زنت هیچ کاری نکن

دوره ی پدر بودن :
• بچّه رو تنبیه نکن
• به بچّه بی‌توجّهی نکن
• بچّه‌ت رو با بچّه‌های دیگه مقایسه نکن
• به بچّه توهین نکن
• بچّه رو از بازی منع نکن
• بچّه‌ت رو به کتک زدن بچّهء دختر شمسی خانوم تشویق نکن
• با بچّه کل‌کل نکن
• بچّه رو محدود نکن
• بچّه رو از جنس مخالف دور نکن
• به مادر بچّه بی‌توجّهی نکن
• بچّه رو به هیچ چیز مجبور نکن
• آزادی بچّه رو محدود نکن
• به حلال‌زاده بودن بچّه شک نکن
• از خواستهای بچّه چشم‌پوشی نکن
• جلوی بچّه با مادر بچّه ... نکن

دوره ی پیری :
• برای بچّه‌هات مزاحمت ایجاد نکن
• نوه‌هات رو لوس نکن
• با پیرزن‌های دیگه معاشرت نکن
• به خاطراتت فکر نکن
• پولت رو خرج نکن
• هوس جوونی نکن
• غیر از آخرتت به هیچ چیز فکر نکن
• با زنت بی‌وفایی نکن
• از رفتن به خانهءسالمندان احساس نارضایتی نکن
• لباس شاد تنت نکن
• به بیوه شدن دختر شمسی خانوم توجّه نکن
• تو وصیتنامه، هیچکس رو فراموش نکن
• از گذشته ناله نکن
• به هر کی رسیدی، نصیحت نکن
• به آینده فکر نکن

دوره ی پس از مرگ !
• حالا دیگه دورهء نکن تموم شد! حالا هر کاری دلت می‌خواد بکن...
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن

• ...ولی فقط با روح دختر شمسی خانوم کاری نکن!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 دی1387ساعت 17:6  توسط امیرعلی سینگل | 
 Love

خوش به حال آسمون که هر وقت دلش بگيره بی بهونه می باره به کسی توجه نميکنه از کسی خجالت نميکشه می باره و می باره و می باره اينقدر می باره تا آبی بشه کاش ، کاش می شد مثل آسمون بود ، کاش می شد وقتی دلت گرفت آنقدر بباری تا بالاخره آفتابی بشی بعدش هم انگار نه انگار که بارشی بوده انگار نه انگار که غمی بوده همه چيز فراموشت بشه ! کاش می شد ...

+ نوشته شده در  جمعه 15 آذر1387ساعت 17:13  توسط امیرعلی سینگل | 
 
Love






به شانه ام میزنی که تنهاییم را تکانده باشی ! به چه دل خوش کرده ای ؟ تکاندن برف از شانه آدم برفی ؟!




من از همه بهاراي زندگيم موندم عقب و
اين روزا مسير زندگيم مثله ذوزنقست

من تو تنهاييم فقط دارم اينجا يه چارديواري
زندگيمم شده عينه فيلماي چارلي چاپلين
+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 آذر1387ساعت 10:48  توسط امیرعلی سینگل | 

Love

میدونی چقدر سخته ندونی چته ؟ همش بخوای گریه کنی ! همش بغض داشته باشی ! حس کنی یه چیزیو نداری ! گمش کردی ! بهت بگن آخه چته ؟ چرا انقدر زار میزنی ؟ از ته دل با نهایت درموندگی و گمراهی بگی نمی دونم ! به خدا نمی دونم ! شاید فقط خودش میدونه ! خودش کیه ؟ اینم نمیدونم ! شاید یکی که هیچ وقت نیست ! یه سایه ! یه خیال !
یه وهم که فقط اومده تا منو با خودش ببره به جهنم خودش !
+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 آبان1387ساعت 23:31  توسط امیرعلی سینگل | 

خیلی سخت است وقتی همه کنارت باشند و باز احساس تنهایی کنی ♥

 وقتی عاشق باشی و هیچ کس از دل عاشقت باخبر نباشد ♥

 وقتی لبخند می زنی و توی دل گریانی ♥

 وقتی تو خبر داری و هیچ کس نمی داند ♥

 وقتی به زبان دیگران حرف می زنی ولی کسی نمی فهمد ♥ 

 وقتی فریاد می زنی و کسی صدایت را نمی شنود ♥

 وقتی تمام درها به رویت بسته است ♥

 

Love

 چرا وقتی که آدم تنها میشه ♥ غم و غصش قد یه دنیا میشه ♥

میره یه گوشه پنهون میشینه ♥ اونجا رو مثل یه زندون میبینه ♥

غم تنهایی اسیرت میکنه ♥ تا بخوای بجنبی پیرت میکنه ♥

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 آبان1387ساعت 22:4  توسط امیرعلی سینگل |